الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
19
الغدير ( فارسي )
و در آنجا است كه ( هر كس اين قصيده را نمىخواند ) شيعى نبود . و نيز « سيوطى » در صفحهء 14 كتاب « الشرح » گفته است : ابن عساكر از محمّد بن سهل آورده است كه كميت گفت : پيغمبر را در روزهائى كه پنهان مىزيستم به خواب ديدم ، فرمود : از چه مىترسى ؟ گفتم : اى رسول خدا ! از بنى اميه و اين بيت را براى حضرت خواندم كه : الم ترنى من حبّ آل محمد اروح و اغدوّ خائفا اترقّب « آيا نمىبينى كه به جهت دوستى خاندان پيامبر ، صبح و شام را به ترس مىگذرانم و هميشه مراقب احوال خويشم . » فرمود : بدر آى كه به راستى ، خداوند ترا در دنيا و آخرت امان داده است . و در صفحهء 14 گويد : « ابن عساكر » از قول جاحظ آورده است كه در احتجاج را كسى جز كميت با اين شعر خود به روى شيعه باز نكرد . فان هى لم تصلح لحى سواهم فانّ ذوى القربى احقّ و اوجب يقولون لم يورث و لو لا تراثه لقد شركت فيها « بكيل » و « ارحب » « اگر صلاحيت خلافت را ديگرى جز آنان نداشتند . هر آينه خويشاوندان پيغمبر به خلافت شايسته تر و بايسته تر بودند » . « مىگويند پيغمبر ارث نگذاشت ، اگر ارثى در كار نبود كه بايد قبيلههاى » بكيل « و » ارحب « و . . . نيز در خلافت شريك باشند . » و شيخ ما « مفيد » نيز آن طور كه در جلد 2 « فصول المختار » صفحهء 84 است سخن جاحظ را ياد كرده و مىنمايد كه جاحظ وقوف بر مواردى كه شيعه به همين حجت و حجتهاى فراوان ديگرى كه از روزگارهاى گذشته كه به زمان پيغمبر منتهى مىشود احتجاج كردهاند ، كارى نداشته يا مقصودش از اين گفتار آن است كه گذشتهء شيعه را از صدر اول اسلام ، انكار كند . ليكن تاريخ پرداخته و آثارى كه از صاحب رسالت در فضيلت آنان بجا مانده جاحظ را رسوا كرده است ، گذشته از اين ، احتجاج به حجت مذكور و غير از آن را حتى پيش از آنكه